قبلا در این نوشته گفتبم که طراحی تجربه کاربری یک فرآیند است، یک طراح تجربه کاربری باید همیشه این پنج اصل را گوشه ذهن خود داشته باشد:

۱- روان‌شناسی

۲- کاربردپذیری

۳- دیزاین

۴- کپی رایتینگ

۵- تجزیه‌وتحلیل

هر یک از این پنج جزء به اندازه یک کتاب جای بحث دارد، اما آن‌ها را به‌صورت خلاصه برای شما توضیح خواهیم داد.

این‌یک مقاله کاربردی است، نه صرفاً دوره تعریفی مثل سایت ویکی‌پدیا. البته اگر بخواهیم صادق باشیم، تجربه کاربری سایت ویکی‌پدیا توسط کسی نوشته شده که فقط درباره تجربه کاربری چیزهای مختصری شنیده، نه بیشتر!

روانشناسی

ذهن کاربران پیچیده است. طراحان تجربه کاربری با افکار و احساسات ذهنی کار می‌کنند؛ آن‌ها می‌توانند رفتار شما در استفاده از محصول را تجزیه‌وتحلیل کنند. طراح باید گاهی اوقات روانشناسی خود را نادیده بگیرد و این کار بسیار سختی است.

از خودتان بپرسید:

  • اولین انگیزه کاربر برای قرار گرفتن در اینجا چیست؟
  • این طراحی چه حسی به آن‌ها می‌دهد؟
  • کاربر چقدر باید کار کند تا به چیزی که می‌خواهد برسد؟
  • چه عادت‌هایی در کاربران شکل می‌گیرد اگر کاری را چندین بار انجام دهند؟
  • انتظار چه چیزی را دارند وقتی روی چیزی کلیک می‌کنند؟
  • آیا این چیزی است که می‌خواهند دوباره آن را امتحان کنند؟ چرا؟ چند وقت یک‌بار؟
  • شما به نیاز خودتان فکر می‌کنید یا کاربر؟
  • چگونه به رفتارهای خوب پاداش می‌دهید؟

کاربردپذیری

اگر روانشناسی کاربر به‌طور ناخودآگاه باشد، کاربردپذیری کاملاً آگاهانه است. شما باید این موضوع را بدانید که یک‌چیز چه زمانی گیج‌کننده می‌شود. مواردی وجود دارد که اگر سختی آن بالا باشد جذاب‌تر است مثل بازی، اما در مواقع دیگر باید طوری ساده باشد که حتی مادربزرگ بنده نیز بتواند از آن استفاده کند.(شوخ‌طبعی رو از من بگیرن هیچی نمیمونه دیگه ازم!)

از خودتان بپرسید:

  • می‌توانید با کمترین اطلاعات ورودی از کاربر، کار خود را انجام دهید؟
  • آیا اشتباهاتی که از کاربر سر میزند را می‌توانید برطرف کنید؟ (راهنمایی: بله میتوانید!)
  • آیا شما رک و روراست هستید، یا محافظه‌کار؟
  • آیا با مفروضات کاربر کار می‌کنید، یا علیه آن‌ها؟
  • آیا هر چیزی که کاربر به آن نیاز داشته را آماده کرده‌اید؟
  • آیا می‌توانید این مسئله را با کارهای معمولی و رایج انجام دهید؟
  • آیا تصمیمات خود را بر مبنای منطق یا مقوله‌های خود قرار می‌دهید یا شهود کاربر؟ از کجا میدانید؟
  • اگر کاربر نسخه پرینت شده را نخواند، آیا هنوز هم طرح شما کار می‌کند؟ برای او قابل‌درک است؟

دیزاین

به‌عنوان یک طراح تجربه کاربری، تعریف شما از “طراحی” باید نسبت به بقیه طراحان “کمتر” هنری باشد.

این‌که صرفاً بگویید “من این طرح را دوست دارم”، کاملا اشتباه است. در طراحی تجربه کاربری، طراحی باید جوری باشد که کار کند، و چیزی باشد که بتوانید آن را ثابت کنید، و این مسئله‌ی داشتن سبک نیست.

از خودتان بپرسید:

  • آیا کاربران فکر می‌کنند که طراحی شما خوب به نظر می‌آید؟ آیا بلافاصله به آن اعتماد خواهند کرد؟
  • آیا بدون نیاز به کلمات، به هدف اشاره می‌کند؟
  • آیا معرف برند است؟ آیا کلیت آن مانند سایت‌های مشابه است؟
  • آیا این طراحی چشمان کاربر را به سمت درست هدایت می‌کند؟ از کجا میدانید؟
  • آیا رنگ‌ها، شکل‌ها و تایپوگرافی‌ها به مردم کمک می‌کند به آنچه می‌خواهند برسند و کاربردپذیری جزئیات را ثابت می‌کند؟
  • آیا اجزای قابل کلیک از غیرقابل کلیک‌ها قابل‌تشخیص‌اند؟

کپی رایتینگ

تفاوت بزرگی بین کپی رایتینگ (متن) و کپی طراحی تجربه کاربری وجود دارد. کپی رایتینگ از عکس و ارزش‌های شرکت حمایت می‌کند. کپی تجربه کاربری به‌صورت مستقیم و به‌سادگی امکان‌پذیر است. البته که صحبت کردن درباره کپی رایتینگ تخصص واقعی در این زمینه می‌خواهد که در ایران هم افراد حرفه‌ای بسیاری در این حوزه فعالیت می‌کنند.

از خودتان بپرسید:

  • آیا به کاربرانتان حس اعتمادبه‌نفس می‌دهید و و به آن‌ها می‌گویید که باید چه‌کار بکنید؟
  • آیا به کاربر انگیزه می‌دهید تا هدفش را تکمیل کند؟ آیا این همان چیزی است که ما می‌خواهیم؟
  • آیا بزرگ‌ترین متن مهم‌ترین متن است؟ چرا نه؟
  • آیا به کاربر اطلاعات می‌دهید یا فرض می‌کنید که کاربر از قبل اطلاعات دارد؟
  • آیا اضطراب را کاهش می‌دهید؟
  • آیا متون شما رک و راست، ساده و کاربردی است؟

تجزیه‌وتحلیل

نقطه‌ضعف بیشتر طراحان تجزیه‌وتحلیل است. اما می‌توانیم درستش کنیم! تجزیه‌وتحلیل نقطه اصلی است که طراحی تجربه کاربری را از بقیه طراحی‌ها جدا می‌کند، و کار شما را بسیار باارزش می‌کند.

برای عالی بودن در تجربه کاربری باید تحلیل‌گر خوبی باشید.

از خودتان بپرسید:

  • از داده‌های قبلی استفاده می‌کنید؟ یا رفتار کاربران را مدام تحلیل می‌‌کنید؟
  • آیا به دنبال عقاید ذهنی هستید یا حقایق عینی؟
  • آیا اطلاعاتی را جمع‌آوری کردید که جواب سوالاتتان را بدهد؟
  • میدانید کاربر چه رفتارهایی دارد یا رفتار آن‌ها را تفسیر می‌کنید؟
  • آیا از اعداد قطعی استفاده می‌کنید، یا پیشرفت‌های مربوطه؟
  • چگونه نتایج را اندازه‌گیری می‌کنید؟ آیا سنجه‌های خوبی برای ارزیابی نتایج انتخاب می‌کنید؟
  • آیا دنبال نتایج بد هم هستید؟ چرا نه؟
  • چگونه می‌توانید از این تجزیه‌وتحلیل‌ها استفاده کنید تا پیشرفت کنید؟

در این مطلب به ۵ اصل بسیار پراستفاده در فرآیند تجربه کاربری اشاره کردیم. به نظر شما نکات دیگری لازم بود که به این مقاله اضافه شود؟ بسیار عالی! آن را برای ما بفرستید تا با نام خودتان به مقاله اضافه کنیم.

بازنشر